نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - الحکایه و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیست و دوم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنودم من که فردوسی طوسی

که کرد او در حکایت بی فسوسی

به بیست و پنج سال از نوک خامه

به‌سر می‌برد نقش شاهنامه

به‌آخر چون شد آن عمرش به‌آخر

ابوالقاسم که بد شیخ اکابر

اگرچه بود پیری پر نیاز او

نکرد از راه دین بر وی نماز او

چنین گفت او که فردوسی بسی گفت

همه در مدح گبری ناکسی گفت

به مدح گبر کان عمری بسر برد

چو وقت رفتن آمد بی‌خبر مرد

مرا در کار او برگ ریا نیست

نمازم بر چنین شاعر روا نیست

چو فردوسی مسکین را ببردند

به زیر خاک تاریکش سپردند

در آن شب شیخ او را دید در خواب

که پیش شیخ آمد دیده پر آب

زمرد رنگ تاجی سبز بر سر

لباسی سبزتر از سبزه در بر

به پیش شیخ بنشست و چنین گفت

که ای جان تو با نور یقین جفت

نکردی آن نماز از بی نیازی

که می ننگ آمدت زین نانمازی

خدای تو جهانی پر فرشته

همه از فیض روحانی سرشته

فرستاد اینت لطف کار سازی

که تا کردند بر خاکم نمازی

خطم دادند بر فردوس اعلی

که فردوسی به فردوس است اولی

خطاب آمد که ای فردوسی پیر

اگر راندت ز پیش آن طوسی پیر

پذیرفتم منت تا خوش بخفتی

بدان یک بیت توحیدم که گفتی

مشو نومید از فضل الهی

مده بر فضل ما بخل گواهی

یقین می‌دان چو هستی مرد اسرار

که عاصی اندک‌ست و فضل بسیار

گر آمرزم به یک ره خلق را پاک

نیامرزیده باشم جز کفی خاک

خداوندا تو می‌دانی که عطار

همه توحید تو گوید در اشعار

ز نور تو شعاعی می‌نماید

چو فردوسی فقاعی می‌گشاید

چو فردوسی ببخشش رایگان تو

به فضل خود به فردوسش رسان تو

به فردوسی که علیین‌ش خوانند

مقام صدق و قصر دین‌ش خوانند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به زندگی و آثار فردوسی، شاعر بزرگ ایرانی اشاره شده است. گفته می‌شود که فردوسی بعد از ۲۵ سال تلاش برای نوشتن "شاهنامه" به پایان عمرش رسید. در اینجا به ورود ابوالقاسم، معروف به شیخ اکابر، اشاره شده که در زمان فوت فردوسی از برگزاری نماز بر او خودداری کرد زیرا به نظرش فردوسی به خاطر مدح گبری و زندگی‌اش (پیام دین را نادیده گرفته) شایسته‌ی نماز نبود. با این حال، در خواب، فردوسی به شیخ ظاهر می‌شود و از او می‌خواهد که در مورد او قضاوت نکند، و به روحانی بودن خداوند و فیض او اشاره می‌کند. فردوسی از نعمت‌های الهی می‌گوید و می‌فهماند که نباید از رحمت خدا ناامید بود. در نهایت، خداوند به فردوسی وعده می‌دهد که او را به بهشت خواهد برد و او را شایسته‌ی مقام عالی می‌داند. این متن به عظمت فردوسی و اهمیت آثارش در برابر ارزیابی‌های انسانی تأکید دارد و نشان می‌دهد که رحمت الهی بالاتر از هر انتظاری است.