بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش هفتم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شنودم حال بوالفشِّ چغانی
که گفتندش چرا خر مینرانی
که چون خورشیدِ روشنروی در گشت
بتاریکی فرومانی درین دشت
تو هم ای بُرده اندر دشت خوابت
نراندی خر فروشد آفتابت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره حال و روز بوالفش چغانی است که از او پرسیدهاند چرا خر خود را نمیراند. بوالفش در پاسخ میگوید که مانند خورشید درخشان است، اما در دشت تاریک محو شده و به خواب رفته است. در نهایت به او یادآوری میشود که اگر خر را نمیراند، نورخورشیدش هم در آن دشت تاریک از بین میرود. این شعر به معنای ضرورت تحرک و فعالیت در زندگی است تا از تاریکی و stagnation رهایی یابیم.