نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - در توحید فرماید عطار

عطار نیشابوری / بیان الارشاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

امانت کلمهٔ توحید می‌دان

که از وی زنده می‌ماند ترا جان

حیات انس و جن دایم بجانست

وجود جمله‌شان قایم بجانست

حیات جان بود از نور کلمه

مبادا هیچکس مهجور کلمه

کتاب چارگانه با صحایف

همان تفسیر و تحقیق و لطایف

همان اخبار و آن آثار مشهور

که هست اندر کتب آن جمله مسطور

تمامت شرح توحید است جانا

که تا بینا شود زان مرد دانا

بقای اهل کفرو اهل ایمان

ز نور کلمه توحید میدان

بدنیا در بدان نورند قایم

به عقبی در بقا یابند دایم

بنفیش اهل کفر اندر جحیمند

باثباتش محبان در نعیمند

شراب نفی خوردند اهل خذلان

باثباتند دایم اهل ایمان

بود هم مرهم ریش اندران گنج

بودهم نوش و هم نیش اندران گنج

درو هم دارو و درد است مدفون

درو هم لطف و هم قهر است مخزون

بود مدفونش اندر نفی و اثبات

شقاوتهای جمله با سعادات

امین می‌باش در حفظ امانت

مکن یک لحظه اند روی خیانت

که تا از جملهٔ احرار باشی

ابد دل زمرهٔ ابرار باشی

تو حق صحبت گنج امانت

توانی از خود ای صاحب دیانت

بخوان آن را ز قرآن وز اخبار

براه شرع در میباش هشیار

سر مویی مشو دور از شریعت

که تا حقش گذاری در حقیقت

چو صاحب شرع ز تو خوشنود گردد

زیانهای تو یکسر سود گردد

بچشم اندر ز تو جویند امانت

درو گر کرده باشی یک خیانت

بقدر آن خیانت دور گردی

ز اصل دوستی مهجور گردی

نشاید خواندت آنگه ز انسان

شوی ز انعام از قرآن توبرخوان

بجان رنجور و از حضرت شوی دور

مقامت نار باشد خالی از نور

هر آنکس کو نگهدارد امانت

بجای آوردن حق در دیانت

توان خواندن مر او را آدمیزاد

بود آدم از آن فرزند دلشاد

نسب ز آدم بود او را بمعنی

بصورت می‌کند خود جمله دعوی

چو شد آدم صفت باشد ز اخبار

بود از جمله احرار و ابرار

پسر باشد یقین اندر حقیقت

بود نسبت همین اندر طریقت

همیشه نسبت معنی نگهدار

بمحشر تا نباشی تو گنهکار

نسب گر منقطع گردد ز معنی

بصورت او نماند جز که دعوی

ز دعوی کار مردم برنیاید

که کار هر یک از معنی گشاید

شناس جوهر و حفظ امانت

بجا آوردن حق دیانت

قبائی بود بر بالای احمد

که شد پوشیده سر تا پای احمد

امانت را بحق دارنده او بود

چوشد آزاد از خود بنده اوبود

کمال آن شناس و حفظ آن کار

نبد جز در خور سالار مختار

ز هر یک او نصیب بیکران یافت

شد از اهل سعادت هر که آن یافت

چو بخشیدت نصیبی زان سعادت

پی دل گیر در کوی ارادت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره اهمیت و معنای کلمه توحید و حفظ امانت در ایمان و دیانت است. توحید، به عنوان بقا دهنده حیات انسان‌ها و موجودات، مورد تأکید قرار می‌گیرد و وجود همه انسان‌ها و جن‌ها به آن وابسته است. همچنین اشاره می‌شود که اخبار و آثار مذهبی نیز به تفسیر و تحقیق در مورد توحید پرداخته‌اند. نویسنده تأکید می‌کند که امانت‌داری در موارد دیانت و توحید ضروری است و خیانت در این زمینه عواقب بدی به همراه دارد. او به اهمیت پیروی از شریعت و عشق به علم و حقیقت اشاره نموده و هشدار می‌دهد که دوری از این اصول سبب دوری از نور و حقیقت می‌شود. همچنین بر ضرورت حفظ جوهر ایمان و معنای حقیقی آن تأکید می‌کند و اشاره دارد که اگر کسی امانت را حفظ کند، به درجات بالای انسانی نائل خواهد شد. در انتها، نویسنده به اهمیت ارادت و عشق به خدا و حفظ نسبت معنوی با آن اشاره کرده و می‌گوید که سعادت در گروی آگاهی و حفظ امانت در دیانت است.