نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷ - گفتار بلبل به حضرت سلیمان که یا نبی الله مستی ما از جام معنی است نه از می صورت عطار

عطار نیشابوری / بلبل نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

جوابش داد بلبل کای پیمبر

شراب ما ندارد جام و ساغر

مرا مستی ار آن صهبای معنی است

که جامش را شراب از آب طوبی است

دلم پروای آن پروانه دارد

که شمعش جز به خود پروا ندارد

کسی کو عاشق دیدار باشد

همیشه تا سحر بیدار باشد

چو ساقی دل ز می پر تاب دارد

کجا پروای خورد و خواب دارد

تنم زار ونزار است ای سلیمان

بگفت افزونترم از جمله مرغان

به دام عشق جانان مبتلایم

اسیر دام هجران و بلایم

ز من جز صورتی مرغان ندیدند

چو مرغان جان ندادند آن ندیدند

ز درد ما کسی باشد خبردار

که دائم همچو ما باشد جگرخوار

ز درد ما حریفی باشد آگاه

که او نبود ز راه عشق گمراه

ز درد ما کسی راهست بوئی

که باشد دایماً در جست و جوئی

از آن میها که من خوردم سحرگاه

ز دست ساقیان مجلس شاه

اگر یک قطره در حلق تو ریزند

ز تو عقل و خرد بیرون گریزند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، بلبل به پیامی اشاره می‌کند که شراب عشق حقیقی بدون نیاز به ظرف و جام است. او می‌گوید که مستی واقعی، از معنا و محبت ناشی می‌شود. دل او شوق پروانه‌ای را دارد که تنها به شمع عشق، توجه دارد و عاشقانی که به دیدار محبوب علاقه دارند، هیچگاه نمی‌خوابند. بلبل خود را در دام عشق و هجر می‌بیند و احساس می‌کند که فقط عشق مهم است و دردهای او ناشی از این عشق عمیق است. او از کسانی می‌خواهد که از درد عشق آگاه باشند و به دنبال حقیقت و محبت باشند. در نهایت، اشاره می‌کند که اگر حتی یک قطره از شراب عشق به کسی داده شود، عقل و خرد او تحت تأثیر قرار می‌گیرد.