نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۹ - حکایت عطار

عطار نیشابوری / بلبل نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنیدستم من از پیر فتوت

به مکتب‌خانهٔ شهر مروت

زبان حال و رای کسوت قال

بیاموزد نبی از عقل فعال

مثال خوش ترا خواهم نمودن

که صد دولت ترا خواهد گشودن

بفرما تا بیارند مرد استاد

یکی آیینه‌ای سازند ز پولاد

ز هندوستان بیارند طوطیان را

پر از شکر بریزند آشیان را

به گرد آینه طوطی بیاورد

به خلوت‌خانهٔ شاه جهان برد

پس‌ِ آیینه شد زیر گلیمی

چو موسی کرد با طوطی کلیمی

گمان بردش دل کژ‌بین طوطی

که طوطی می‌کند تلقین طوطی

بدین تصنیف شد طوطی سخن‌دان

ملک زینسان کند تلقین انسان

ز سیمرغ و ز بلبل وز چکاوک

همین یک مرغ دارد طبع زیرک

ز جنس آدمی پیغمبرانند

که استعداد آن دارند و دانند

همی آید ملک تا حد انسان

نشیند از پس‌ِ آیینهٔ جان

بیاموزد نبی را علم انسان

نبی آن علم را آرد به گفتار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از یک پیر فتوت شنیده که در مکتب‌خانه‌ای در شهر مروت، زبان حال و رأی را به انسان‌ها می‌آموزند. او به این نکته اشاره می‌کند که با یادگیری درست می‌توان به فتح و دولت‌های بزرگ دست یافت. شاعر مثالی می‌آورد از طوطی‌هایی که از هندوستان آورده‌اند و در آینه‌ای قرار داده شده‌اند. طوطی در اینجا مانند یک انسان است که در تلاش برای یاد گرفتن است. اما طوطی به اشتباه گمان می‌کند که خود در حال آموزش دادن به دیگر طوطی‌هاست. در ادامه، شاعر به این فکر می‌کند که انسان‌ها نیز مانند طوطی‌ها می‌توانند از فرشتگان و پیامبران یاد بگیرند و پیروی کنند. در نهایت، شاعر به نقش پیامبر اشاره می‌کند که علم و دانش انسان را به او می‌آموزد.