نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۷ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای دلم مست چشمهٔ نوشت

در خطم از خطِ سیه‌پوشت

باد سرسبزی خطت که به لطف

سر برون زد ز چشمهٔ نوشت

حلقه در گوش کرد خلقی را

حلقهٔ زلف بر بناگوشت

همچو من صد هزار سرگشته

حلقه‌در‌گوشِ حلقهٔ گوشت

گشت معلوم ِ من که جان نبُرد

دلم از طرهٔ سیه‌پوشت

تو به جان و دلت ، جفاکوشی

من به جان و دلم وفاکوشت

عشوه مفروش زانکه من پس ازین

نخرم نیز خواب خرگوشت

یاد کن از کسی که در همه عمر

نکند لحظه‌ای فراموشت

مست از آنم چنین که در بر خویش

مست در خواب دیده‌ام دوشت

بو که تعبیر خوابم آن باشد

که شوم امشبی هم‌آغوشت

دل عطار، باده‌ناخورده

تا قیامت بمانده مدهوشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عطار نیشابوری، شاعر و عارف ایرانی، به بیان احساسات عاشقانه و درونی می‌پردازد. شاعر در آن از قدرت محبت و زیبایی محبوبش سخن می‌گوید و به تأثیر عمیق عشق بر دل و جانش اشاره می‌کند. او از سرگشتگی و گم‌شدگی در عشق سخن می‌گوید و به نوعی از درد و رنجی که این عشق به او می‌دهد، پرده برمی‌دارد. همچنین، عطار به وفاداری‌اش به محبوب و عدم فراموشی‌اش تأکید می‌کند و در پایان، به کارکرد خواب و رؤیا در عشق اشاره دارد. در مجموع، شعر حاکی از عمق هیجانات عاشقانه و تب و تاب درونی شاعر است.