نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۱ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بی نشان محض نشان از که جویمت

گم گشت در تو هر دو جهان از که جویمت

تو گم نه‌ای و گمشدهٔ تو منم ولیک

نایافت یافت می‌نتوان ، از که جویمت

دل در فنای وحدت و جان در بقای صرف

من گمشده درین دو میان از که جویمت

پیدا بسی بجستمت اما نیافتم

اکنون مرا بگو که نهان از که جویمت

چون در رهت یقین و گمانی همی رود

ای برتر از یقین و گمان از که جویمت

در بحر بی نهایت عشقت چو قطره‌ای

گم شد نشانِ من ،  به نشان از که جویمت

تا بو ، که بویی از تو بیابد ، دلم چو جان

بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت

در جست و جوی تو دلم از پرده اوفتاد

ای در درون پردهٔ جان از که جویمت

عطار اگرچه یافت به عین یقین تورا

ای بس عیان به عین عیان از که جویمت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در جست‌وجوی حق و حقیقت و عشق الهی سروده شده است. شاعر به نوعی به جستجوی معشوقی می‌پردازد که به نظر می‌رسد هر دو جهان در او گم شده‌اند. او اذعان دارد که در این جست‌وجو، خود را گمشده می‌یابد و هر چه تلاش می‌کند، نمی‌تواند معشوق را به‌طور کامل بیابد. شاعر در عین حال به وحدت و بقای روح اشاره می‌کند و از دردی سخن می‌گوید که ناشی از دوری از معشوق است. او بارها از خود می‌پرسد «از که جویمت» و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق و حقیقت فراتر از یقین و گمان است و او باید به جست‌وجوی خود ادامه دهد. در کل، شعر به زیبایی جستجوی عمیق انسانی برای یافتن معنا و عشق را به تصویر می‌کشد.