غزل شمارهٔ ۱۴۷ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
خفتگان را در قدح کن قوت روح
در قدح ریز آب خضر از جام جم
باز نتوان گشت ازین در بی فتوح
توبه بشکن تا درست آیی ز کار
چند گویی توبهای دارم نصوح
مطربا قولی بگو از راهوی
راه راه راهوی است اندر صبوح
دل ز مستی قول کس مینشنود
زانکه بشنوده است قول بوالفتوح
چون سرانجام تو طوفان بلاست
عمر تو چه یک نفس چه عمر نوح
گر ز عطار این سخن مینشنوی
بشنو از مرغ سحر صور صلوح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دعوت به رهایی از خواب غفلت و لذت بردن از زندگی میپردازد. او از ساقی میخواهد که شراب را برای بیداری خفتهها سرو کند و با اشاره به اهمیت moment حاضر، از نوشیدن آب خضر و جستجوی علم در زمان حال میخواهد. شاعر تأکید میکند که برای تغییر در زندگی، باید توبه را بشکنی و از قولها و وعدههای بیفایده پرهیز کنی. او میگوید که دل غرق در مستی نمیتواند به قولها گوش دهد و در نهایت اشاره میکند که عمر انسان محدود است و باید از آن بهرهبرداری کرد. به نوعی، این شعر دعوت به زندگی در لحظه و لذت بردن از تجربههای زنده است.