غزل شمارهٔ ۲۴۵ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای به خود زنده مرده باید شد
چون بزرگان به خرده باید شد
پیش از آن کت به قهر جان خواهند
جان به جانان سپرده باید شد
تا نمیری به گرد او نرسی
پیش معشوق مرده باید شد
نخرد نقشت او نه نیک و نه بد
همه دیوان سترده باید شد
مشمر گام گام همچو زنان
منزل ناشمرده باید شد
زود شو محو تا تمام شوی
که تو را رنج برده باید شد
ره به آهستگی چو شمع برو
زانکه این ره سپرده باید شد
همچو عطار اگر نخواهی ماند
نرد کونین برده باید شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نوعی تحول روحی و معنوی اشاره دارد. شخص باید به صورتی عمیق و جدی به خودشناسی برسد و از خودخواهی فاصله گیرد. برای رسیدن به محبوب واقعی، باید پیش از مرگ روحی، خود را به عشق و قربانی کردن نزدیک کند. شاعر توصیه میکند که مانند بزرگان، باید با فروتنی و صبر پیش برویم و از ناپایداریهای زندگی آگاه باشیم. در نهایت، تاکید میشود که برای رسیدن به حقیقت، باید خود را فراموش کنیم و محو معشوق شویم. این مسیر سخت و پر از چالش است، اما تنها راه نجات و رسیدن به هدف نهایی است.