نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آن نه روی است ماه دو هفته است

وان نه قد است سرو بررَفته است

پیش ماه دو هفتهٔ رخ تو

ماه و خورشید طفل یک هفته است

ذره‌ای عشق آفتاب رخش

همه دلها به جان پذیرفته است

نرگس اوست ای عجب بیمار

دل عشاق درد بگرفته است

هر کجا صف کشیده مژه او

فتنه بیدار و عافیت خفته است

از دهانش که هست معدومی

نیست عالم تهی پر آشفته است

به دهانش خوش آمد است محال

هر که حرفی از آن دهان گفته است

در دهانش که هست سی و دو در

در پس یک عقیق ناسفته است

می‌نبینی دهانش اگر بینی

کاشکار است آنکه بنهفته است

تا درافشان شد از دهانش فرید

بر سر طاق عالمش جفته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و محبوبیت یک معشوق می‌پردازد. شاعر از مقایسه معشوق با ماه و خورشید استفاده می‌کند و می‌گوید که زیبایی او در برابر زیبایی‌های طبیعی کم‌نظیر است. همچنین اشاره می‌کند که عشق به او در دل‌ها گنجین شده و حتی مژه‌های او فتنه و حالتی خاص را به وجود می‌آورد. شاعر به زیبایی منحصر به فرد دهان معشوق و اثرات آن اشاره کرده و می‌گوید که کلام او بر عالم تأثیر فراوانی دارد. به طور کلی، این شعر عواطف عمیق و شگفتی شاعر نسبت به معشوق را به تصویر می‌کشد.