غزل شمارهٔ ۲۶۳ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
کسی کز حقیقت خبردار باشد
جهان را بر او چه مقدار باشد
جهان وزن جایی پدیدار آرد
که در دیده او را پدیدار باشد
بلی دیدهای کز حقیقت گشاید
جهان پیش او ذره کردار باشد
غلط گفتم آن ذرهای گر بود هم
چو زان چشم بینی تو بسیار باشد
کسی را که دو کون یک قطره گردد
ببین تا درونش چه بر کار باشد
اگر سایهٔ باطن او نباشد
کجا گردش چرخ دوار باشد
نباشد خبر یک سر مویش از خود
بقای ابد را سزاوار باشد
کسی را که تیمار دادش بقا شد
فنا گشتن از خود چه تیمار باشد
غم خود مخور تا تو را ذره ذره
به صد وجه پیوسته غمخوار باشد
به جای تو چون اصل کار است باقی
اگر تو نباشی بسی کار باشد
درین راه اگر تا ابد فکر برود
مپندار سری که پندار باشد
اگر جان عطار این بوی یابد
یقین دان که آن دم نه عطار باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حقیقت وجود و شناخت آن میپردازد. شاعر میگوید که کسی که به حقیقت آگاه است، دنیا را به صورتهای مختلف میبیند و این دیدگاه میتواند جهان را برای او کوچک کند. او اشاره میکند که واقعیت و باطن هر چیز از ظواهرش مهمتر است. اگر کسی در درونش واقعیات نداشته باشد، وجودش بیمعنا خواهد بود. همچنین شاعر به اهمیت عدم غمخوری و پذیرش وضعیت میپردازد، چرا که در صورت درک واقعیات، انسان میتواند به تعالی دست یابد. در نهایت، بر اهمیت درک حقیقت و ارتباط آن با وجود فردی تأکید میکند و میگوید اگر عطار، یعنی او، به بویی از حقیقت برسد، دیگر آن عطار نخواهد بود، بلکه به مرتبهای بالاتر خواهد رسید.