غزل شمارهٔ ۲۶۵ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
حدیث فقر را محرم نباشد
وگر باشد مگر زآدم نباشد
طبایع را نباشد آنچنان خوی
که هرگز رخش چون رستم نباشد
سخن میرفت دوش از لوح محفوظ
نگه کردم چو جام جم نباشد
هرآنکس کو ازین یک جرعه نوشید
مر او را کعبه و زمزم نباشد
سلیمانوار میشو منطقالطیر
روا گر تخت ور خاتم نباشد
پس اکنون کیست محرم در ره فقر
دلی کو را نشاط و غم نباشد
مجرد باش دایم چونکه عطار
سوار فقر را پرچم نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع فقر و رابطه آن با روح و انسانیت پرداخته است. شاعر اشاره میکند که تنها کسانی میتوانند به عمق فقر پی ببرند که درک عمیقی از آن داشته باشند و به نوعی محرم این مفهوم باشند. او به این نکته تأکید میکند که افرادی که فقر را تجربه نکردهاند، قادر به درک واقعی آن نیستند. در ادامه، شاعر به شخصیتهای بزرگ و نمادین مانند رستم و سلیمان اشاره میکند تا نشان دهد که بزرگی و مقام در حضور فقر معنایی ندارد. در نهایت، او از دلی میگوید که از غم و شادی آزاد باشد و همچنان بر اهمیت جان و روح انسانی در مواجهه با فقر تأکید میکند.