غزل شمارهٔ ۲۷ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تا کی از صومعه خمار کجاست
خرقه بفکندم زنار کجاست
سیرم از زرق فروشی و نفاق
عاشقی محرم اسرار کجاست
چون من از بادهٔ غفلت مستم
آن بت دلبر هشیار کجاست
همه کس طالب یارند ولیک
مفلسی مست پدیدار کجاست
همه در کار شدیم از پی خویش
کاملی در خور این کار کجاست
گرچه مردم همه در خواب خوشند
زیرکی پر دل بیدار کجاست
روز روشن همگان در خوابند
شبروی عاشق عیار کجاست
گر گ پیرند همه پردهدران
یوسفی بر سر بازار کجاست
همه در جام بماندیم مدام
اثر گرد ره یار کجاست
گشت عطار در این واقعه گم
اندرین واقعه عطار کجاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی حقیقت و معنای عمیق زندگی پرداخته و از وضعیت خود و دیگران ناامید است. او از دوگانگی و نفاق حاکم بر جهان شکایت میکند و به دنبال یک عشق واقعی و عمیق میگردد. شاعر با اشاره به اینکه همه مردم در خواب غفلت هستند و به دنبال منافع شخصی خود هستند، از وجود فردی کامل و آگاه که بتواند راهنمایی کند، ابراز ناامیدی میکند. در نهایت، شاعر از خود میپرسد که عطار، سخنگوی حقیقت و عشق، در این میان کجاست و به نوعی به فقدان روشنگری در دنیای معاصر اشاره دارد.