غزل شمارهٔ ۳۱۳ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سر مستی ما مردم هشیار ندانند
انکار کنان شیوهٔ این کار ندانند
در صومعه سجاده نشینان مجازی
سوز دل آلودهٔ خمار ندانند
آنان که بماندند پس پردهٔ پندار
احوال سراپردهٔ اسرار ندانند
یاران که شبی فرقت یاران نکشیدند
اندوه شبان من بییار ندانند
بی یار چو گویم بودم روی به دیوار
تا مدعیان از پس دیوار ندانند
سوز جگر بلبل و دلتنگی غنچه
بر طرف چمن جز گل و گلزار ندانند
جمعی که بدین درد گرفتار نگشتند
درمان دل خستهٔ عطار ندانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درک نادرست و ناآگاهی مردم از حقیقت زندگی و دردهای عمیق انسانی است. شاعر به افرادی اشاره میکند که از وضعیت واقعی و احساسات عمیق ما بیخبرند و تنها در ظواهر میمانند. او به صومعهنشینان مجازی پرده میکشد که از سوز دل و درد عشق بیخبرند و کسانی که در پس پرده خیال گرفتارند نمیتوانند به اسرار درونی دیگران پی ببرند. همچنین شاعر به غم و اندوهی که در غیاب یار تجربه میشود و درک نکردن آن توسط دیگران اشاره میکند. او تاکید دارد که تنها کسانی که خود دچار درد و جدایی نشدهاند نمیتوانند درمان و رنج دل خسته دیگران را درک کنند. به عبارتی، این شعر بیانگر عمیق بودن تجارب انسانی و ناتوانی دیگران در فهم آن است.