غزل شمارهٔ ۳۱۵ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند
رو با خدا کنند و جهان را قفا زنند
خط وجود را قلم قهر درکشند
بر روی هر دو کون یکی پشت پا زنند
چون پا زنند دست گشایند از جهان
ترک فنا کنند و بقا را صلا زنند
دنیا و آخرت به یکی ذره نشمرند
ایشان نفس نفس که زنند از خدا زنند
هرگه کهشان به بحر معانی فرو برند
بیم است آن زمان که زمین بر سما زنند
دنیا و آخرت دو سرای است و عاشقان
قفل نفور بر در هر دو سرا زنند
بکر است هر سخن که ز عطار بشنوی
دانند آن کسان که دم از ماجرا زنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حال و رفتار افراد صادق و عاشق خداوند میپردازد. آنها با حضور در صفا و خلوص، به سوی خداوند رو میآورند و دنیا را پشت سر میگذارند. این افراد وجود خود را با قلم قهر از میان بر میدارند و به بقا و جاودانگی میپردازند. دنیا و آخرت را جز یک ذره نمیشمارند و در هر نفس به یاد خدا هستند. وقتی به عمق معانی میرسند، از ترس آنکه زمین بر آسمان تکیه بزند، احساس نگرانی میکنند. برای عاشقان، دنیا و آخرت دو منزلند و آنها قفل نفرت بر در این دو منزل میزنند. هر سخن جدید و معناداری که از عطار میشنوند، برایشان ارزشمند است و کسانی که از تجربیات عطار سخن میگویند، این را به خوبی درک میکنند.