غزل شمارهٔ ۳۲۴ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق را پیر و جوان یکسان بود
نزد او سود و زیان یکسان بود
هم ز یکرنگی جهان عشق را
نو بهار و مهرگان یکسان بود
زیر او بالا و بالا هست زیر
کش زمین و آسمان یکسان بود
بارگاه عشق همچون دایره است
صدر او ، با آستان ، یکسان بود
یار اگر سوزد وگر سازد رواست
عاشقان را این و آن یکسان بود
در طریق عاشقان خون ریختن
با حیات جاودان یکسان بود
سایه از کل دان که پیش آفتاب
آشکارا و نهان یکسان بود
کی بود دلدار چون دل ای فرید
باز کی با آشیان یکسان بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم عشق میپردازد و بیان میکند که عشق بین همه افراد، پیر و جوان، یکسان است. در نظر شاعر، سود و زیان در عشق هیچ تفاوتی ندارد و همه چیز در عشق به یکدیگر مرتبط است. عشق را به مانند یک دایره میداند که در آن همه چیز برابر است. حتی اگر یار سوزد یا سازد، عاشقان همچنان یکسان به آن نگاه میکنند. ریختن خون در راه عشق و زندگی جاودان نیز برابر به حساب میآید. در نهایت، شاعر به یار و دلدار اشاره میکند و این سوال را مطرح میکند که آیا دلدار کسی مانند دل است یا نه.