نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۹ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هر که را ذره‌ای وجود بود

پیش هر ذره در سجود بود

نه همه بت ز سیم و زر باشد

که بت رهروان وجود بود

هر که یک ذره می‌کند اثبات

نفس او گبر یا جهود بود

در حقیقت چو جمله یک بودست

پس همه بودها نبود بود

نقطهٔ آتش است در باطن

دود دیدن ازو چه سود بود

هر که آن نقطه دید هر دو جهانش

محو گشته ز چشم زود بود

زانکه دو کون پیش دیدهٔ دل

چون سرابی همه نمود بود

هر که یک ذره غیر می‌بیند

همچو کوری میان دود بود

همچو عطار در فنا می‌سوز

تا دمی گر زنی چو عود بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر به مفهوم وجود و فنا اشاره می‌کند. او می‌گوید هر کس که وجودی دارد، در برابر هر ذره‌ای هم تعظیم می‌کند. همچنین اشاره می‌کند که بت‌های حقیقی فقط از سیم و زر نیستند، بلکه ماهیت وجود انسان‌ها نیز می‌تواند به بت تبدیل شود. شاعر بر این باور است که در حقیقت همه موجودات یکی هستند و اگر کسی به غیر از آن یک وجود بیند، مانند فردی کور در میان دود است. او به فنا و سوختن در عشق اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که دیدن حقیقت، انسان را از دوگانگی خارج می‌کند و به وحدت می‌رساند.