غزل شمارهٔ ۳۳۷ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چه سازی سرای و چه گویی سرود
فروشو بدین خاک تیره فرود
یقیندان که همچون تو بسیار کس
فکندست در چرخ چرخ کبود
چه برخیزد از خود و آهن تو را
چو سر آهنین نیست در زیر خود
اگر جامهٔ عمر تو زآهن است
اجل بگسلد از همش تار و پود
اگر سر کشی زین پل هفت طاق
سر و سنگ ماننده آب رود
ز سرگشتگی زیر چوگان چرخ
چو گویی ندانی فراز از فرود
چو دور سپهرت نخواهد گذاشت
ز دور سپهری چه نالی چو رود
رفیقان همراز را کن وداع
عزیزان همدرد را کن درود
درخت بتر بودن از بن بکن
ز شاخ بهی کن کلوخ آمرود
مکن همچو عطار عمر عزیز
همه ضایع اندر سرای و سرود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات زندگی، مرگ، و گذران زمان میپردازد. شاعر میگوید که زندگی همچون ساز و سرودی است و انسانها مانند آهنی در زیر فشار زمان خواهند ماند. او تأکید میکند که باید از زندگی بهرهبرداری کرد و به یاد داشته باشیم که عمر بسیار زودگذر است. همچنین اشاره میشود که باید به دوستان و عزیزان خود توجه کنیم و از آنها وداع نکرد. شاعر نسبت به ضایع کردن عمر و درگیر شدن در مسائل بیارزش هشدار میدهد و تأکید میکند که زندگی باید با هدف و معنا سپری شود.