غزل شمارهٔ ۳۸۲ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلم دردی که دارد با که گوید
گنه خود کرد تاوان از که جوید
دریغا نیست همدردی موافق
که بر بخت بدم خوش خوش بموید
مرا گفتی که ترک ما بگفتی
به ترک زندگانی کس بگوید
کسی کز خوان وصلت سیر نبود
چرا باید که دست از تو بشوید
ز صد بارو دلم روی تو بیند
ز صد فرسنگ بوی تو ببوید
گل وصلت فراموشم نگردد
وگر خار از سر گورم بروید
غم درد دل عطار امروز
چه فرمایی بگوید یا نگوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنج عاطفی شاعر اشاره دارد. او از ناتوانی در بیان دردهایش به دیگران سخن میگوید و احساس تنهایی و عدم همدردی را تجربه میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که کسانی که عشق را تجربه کردهاند، نباید به راحتی از آن دست بکشند. او همچنین به یاد آوری عشق و عواطفش اشاره کرده و در نهایت از غم و درد دلش سخن میگوید و این پرسش را مطرح میکند که آیا بایستی در مورد دردهایش صحبت کند یا سکوت کند.