غزل شمارهٔ ۳۹۵ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای تو را با هر دلی کاری دگر
در پس هر پرده غمخواری دگر
چون بسی کار است با هر کس تورا
هر کسی را هست پنداری دگر
لاجرم هرکس چنان داند که نیست
با کست بیرون ازو کاری دگر
چون جمالت صد هزاران روی داشت
بود در هر ذره دیداری دگر
لاجرم هر ذره را بنمودهای
از جمال خویش رخساری دگر
تا نماند هیچ ذره بی نصیب
دادهای هر ذره را یاری دگر
لاجرم دادی تو یک یک ذره را
در درون پرده بازاری دگر
چون یک است اصل این عدد از بهر آنست
تا بود هر دم گرفتاری دگر
ای دل سرگشته تا کی باشدت
هر زمانی درد و تیماری دگر
کی رسد از دین سر مویی به تو
زیر هر موییت زناری دگر
خیز و ایمان آر و زنارت ببر
توبه کن مردانه یکباری دگر
دل منه بر هیچ چون عطار هیچ
تا کیت هر لحظه دلداری دگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق و دلخوشیهای انسانی اشاره میکند. او میگوید که هر فردی به نوعی معشوق خود را در پس پردهها و داستانهای مختلف مییابد و هر کس تصوری متفاوت از عشق و احساسات دارد. همچنین، زیبایی و روح معنوی عشق به حدی است که در هر ذرهای از جهان وجود دارد و هیچ ذرهای بینصیب نمیماند. شاعر به دل سرگشته میگوید که زمان را نگذران و باید ایمان آورد و توبه کند، تا از درد و رنج دل رهایی یابد. در نهایت، او میخواهد که دل خود را بر هیچ چیزی نگذارد تا از دلداریهای مکرر رهایی یابد و به حقیقت عشق دست یابد.