نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۹ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو دربسته است ، درجِ ناپدیدش

به یک بوسه ، توان کردن کلیدش

شکر دارد لبش هرگز نمیری

اگر یک ذره بتوانی چشیدش

ندید از خود سر یک موی بر جای

کسی کز دور و از نزدیک دیدش

مگر طراری بسیار می‌کرد

کمند طره‌اش زان سر بریدش

اگر نبود کمند طرهٔ او

که یارد سوی خود هرگز کشیدش

اگرچه او جهان بفروخت بر من

به صد جان جان پرخونم خریدش

ز جان بیزار شو در عشق جانان

اگر خواهی به جای جان گزیدش

دلم جایی رسید از عشق رویش

که کار از غم به جان خواهد رسیدش

اگر بر گویم ای عطار آن غم

کزو دل خورد نتوانی شنیدش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و دلدادگی است. شاعر به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر دل و جان می‌پردازد. او می‌گوید که با یک بوسه می‌توان درب قلب معشوق را گشود و شکر لب او هیچ‌گاه نمی‌میرد. عشق و دلبستگی به او به حدی است که شاعر برای وصالش حاضر است جانش را بدهد. همچنین اشاره می‌کند که اگر کمند طره معشوق نبود، او هرگز به سمت او نمی‌کشید. در نهایت، شاعر از شدت عشق به حالتی می‌رسد که غم در دلش جا می‌گیرد و ابراز می‌کند که این غم را نمی‌توان با کلمات بیان کرد.