غزل شمارهٔ ۴۴۷ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خاصگان محرم سلطان عشق
مست میآیند از ایوان عشق
جمله مست مست و جام می به دست
میخرامند از بر سلطان عشق
با دلی پر آتش و چشمی پر آب
غرقه اندر بحر بیپایان عشق
گوش بنهادند خلق هر دو کَون
منتظر تا کی رسد فرمان عشق
میندانم هیچکس را در جهان
کاب صافی یافت از نیسان عشق
آب صافی عشق هم معشوق راست
زانکه عشق آن وی است او آن عشق
خیز ای عطّار و درد عشق جوی
زانکه درد عشق شد درمان عشق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان حال عاشقان و زیباگویان در محرم میپردازد. آنها با عشق مست و شاداب به سوی سلطان عشق میآیند و در حالی که دلهایشان پر از شوق و چشمانشان پر از اشک است، در دریای عشق غرق شدهاند. مردم با گوش شنوایی به انتظار فرمان عشق نشستهاند. شاعر به این نکته اشاره میکند که در این جهان، هیچکس نمیتواند به عمق عشق و زیبایی آن پی ببرد. عشق و معشوق یکی هستند و به نوبه خود دارویی برای دردها و مشکلات زندگی پیدا میشود. در نهایت، شاعر از عطار میخواهد که به جستجوی درد عشق برود، چون درد عشق در حقیقت راهی به درمان عشق است.