نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۵ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنچه من در عشق جانان یافتم

کمترین چیزها جان یافتم

چون به پیدایی بدیدم روی دوست

صد هزاران راز پنهان یافتم

چون به مردم هم ز خویش و هم ز خلق

زندگی جان ز جانان یافتم

چون درافتادم به پندار بقا

در بقا خود را پریشان یافتم

چون فرو رفتم به دریای فنا

در فنا در فراوان یافتم

تا نپنداری که این دریای ژرف

نیست دشوار و من آسان یافتم

صد هزاران قطره خون از دل چکید

تا نشان قطره‌ای زآن یافتم

خود چه بحر است این که در عمری دراز

هرگزش نه سر نه پایان یافتم

شمع‌های عشق از سودای دوست

در دل عطار سوزان یافتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر تجارب عطار در عشق و عرفان است. او می‌گوید که در عشق به معشوق، حتی کمترین چیزها را نیز یافته است. وقتی به چهره دوست می‌نگرد، رازهای زیادی را کشف می‌کند و با درک دیگران و خود، زندگی حقیقی را احساس می‌کند. در جستجوی بقا و فنا، عطار در می‌یابد که معانی عمیقی در این مفاهیم نهفته است. او همچنین به دشواری‌های این مسیر اشاره می‌کند و از تلاش‌هایش در عشق می‌گوید که منجر به رنج و اشک‌هایی شده، اما در عین حال از آن رنج‌ها نیز نوری از عشق به دوست به وجود آمده است. در نهایت، او همچنان در جستجوی عمق و بی‌پایانی این عشق است.