نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳۵ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تیر عشقت بر دل و جان می‌خورم

زخم زیر پرده پنهان می‌خورم

چون غم تو کیمیای شادی است

چون شکر زهر غمت زان می‌خورم

چون ز درد توست درمان دلم

دردی دردت فراوان می‌خورم

چند گویم کز تو غم خوردم بسی

کین زمان صد بار چندان می‌خورم

در میان پیرهن مانند شمع

خون خود خندان و گریان می‌خورم

تا نداند سر من تردامنی

خون دل سر در گریبان می‌خورم

کی بود کاواز بردارم تمام

کز کف خضر آب حیوان می‌خورم

درنگر ای جان که در جشن وفا

جام جم از دست جانان می‌خورم

خوش خوشم جان می‌دهد تا لاجرم

خوش خوشی زنهار بر جان می‌خورم

هر غمی کان هست بر عطار سخت

بر امید ذوق درمان می‌خورم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ درد و رنج عشق و وابستگی عاطفی است. شاعر می‌گوید که با وجود زخم‌ها و غم‌های ناشی از عشق، همچنان از آن لذت می‌برد و این عشق را مانند شکر و کیمیا می‌داند. او اذعان دارد که درد و غم عشق را به جان می‌خرد و از آن فرار نمی‌کند. به طور کلی، این شعر عواطف عمیق و پیچیده‌ای را پیرامون عشق، درد و شوق به زندگی بازتاب می‌دهد. شاعر به عشقش افتخار می‌کند و می‌گوید که حتی در سختی‌ها و غم‌ها، امید و شادمانی را جستجو می‌کند.