غزل شمارهٔ ۵۷۵ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر زمان بی خود هوایی میکنم
قصد کوی دلربایی میکنم
گه به مستی های هویی میزنم
گه به گریه های هایی میکنم
غرقه زانم در بن دریای خون
کارزوی آشنایی میکنم
تنگ دل شد هر که آه من شنود
زانکه آه از تنگنایی میکنم
چون مرا باد است از وصلش به دست
خویشتن را خاک پایی میکنم
ای مرا چون جان ببین زاری من
کین همه زاری ز جایی میکنم
گر دمی از دل برآمد بی غمت
این دم آن دم را قضایی میکنم
چون غم تو کیمیای شادی است
من غمت را مرحبایی میکنم
در غم تو چون کم از یک ذرهام
هست لایق گر هوایی میکنم
روشنی دیدهٔ عطار را
خاک پایت توتیایی میکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حالاتی چون شادی و غم صحبت میکند و به عشق و دلدادگیاش اشاره دارد. او بیان میکند که در مواقع مختلف به عشق معشوقش فکر میکند و در آغوش آن احساساتی چون مستی و گریه را تجربه میکند. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که غم عشق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و حتی زندگیاش را تحت الشعاع قرار داده است. او خود را در کنار معشوقش خاک پا و دردمند میبیند و در نهایت عشق او را به عنوان کیمیای شادی و خوشبختی در زندگیاش میداند. در مجموع، شعر عمق احساسی و ارتباط عمیق با عشق را به تصویر میکشد.