غزل شمارهٔ ۵۷۹ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
دردا که ز یک همدم آثار نمیبینم
دل باز نمییابم دلدار نمیبینم
در عالم پر حسرت بسیار بگردیدم
از خیل وفاداران دیار نمیبینم
در چار سوی عالم شش گوشهٔ توتویش
یک دوست نمیبینم یک یار نمیبینم
بسیار وفا جستم اندک قدم از هرکس
در روی زمین اندک بسیار نمیبینم
چندان که در آن وادی کردم طلب یک گل
در عرصهٔ این وادی جز خار نمیبینم
تا چند درین وادی بر جان و دلم لرزم
کانجا به دو جو جان را مقدار نمیبینم
تا چند ز نادانی دیوان جهان دارم
چون مور درین دیوان جز مار نمیبینم
هر روز ازین دیوان صد غم برما آید
دردا که درین صد غم غمخوار نمیبینم
گر زانکه اثر بودی در روی زمین کس را
زانگونه اثر کم شد کاثار نمیبینم
عطار دلت بر کن از کار جهان کلی
کز کار جهان یک دل بر کار نمیبینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس تنهایی و بیبهری از دوستی و همراهی است. شاعر از بیتوجهی و حسرتی که در جستوجوی یک همدم، یار و وفادار در زندگی دارد سخن میگوید. او به جستوجوی محبت و دوستی در جهان میپردازد، اما تنها به خارها و دردها میرسد. شاعر از نادانی و مشکلات بیپایان زندگی گلایه میکند و تاکید میکند که در میان همه غمها و مصائب، کسی برای همدلی و کمک یافت نمیشود. در نهایت، او از خواندن اشعار و عواطف خود خواسته که خود را از این دنیای بیرحم رها کند، زیرا در آن هیچ طراوت و محبتی وجود ندارد.