غزل شمارهٔ ۶۳۴ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قصد کرد از سرکشی یارم به جان
قصد او را من خریدارم به جان
گر بسوزد همچو شمعم عشق او
راز عشقش را نگه دارم به جان
عشق او دل خواهد و زین چاره نیست
دل بدادم چون گرفتارم به جان
ماهرویا جان من در حکم توست
جان ببر، چند آوری کارم به جان؟
نی چو عشقم هست جانم گو مباش
من ز جان خویش بیزارم به جان
جانم از شادی نگنجد در جهان
گر دهی ای ماه زنهارم به جان
گر بسوزی بند بندم از جفا
من وفای تو به جان دارم به جان
هرچه فرمایی وگر جان خواهیام
پیشباز آیم به جای آرم به جان
چون دل عطار از زاری بسوخت
کم طلب زین بیش آزارم به جان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگیاش به معشوق صحبت میکند. او به شدت احساساتی شده و در عین حال از درد و رنجی که عشق به او میزند، سخن میگوید. شاعر میخواهد که عشقش را حفظ کند و با جان و دل برای معشوقش آماده است. او از شمعی که در آتش عشق میسوزد، مثال میزند و میگوید که برای امنیت معشوق، حتی اگر جانش از دست برود، آماده است. در نهایت، شاعر به احساس گدایی در عشق اذعان میکند و اعلام میکند که هر چه معشوق بخواهد، او در خدمتش خواهد بود. این ابیات نشاندهنده شدت احساسات و فداکاریهای شاعر برای عشق است.