غزل شمارهٔ ۶۴۲ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کافری است از عشق دل برداشتن
اقتدا در دین به کافر داشتن
در ملا تحقیق کردن آشکار
در خلا دین مزور داشتن
از برون گفتن که شیطان گمره است
وز درونش پیر و رهبر داشتن
چون درآید تیرباران بلا
در هزیمت دامن تر داشتن
کار مردان چیست بیکار آمدن
پس به هر دم کار دیگر داشتن
خاک ره بر خود نمایان ریختن
خویشتن را خاک این در داشتن
غرقهٔ این بحر گشتن ناامید
وانگهی امید گوهر داشتن
دست بر سر پای در گل آمدن
خشت بالین، خاک بستر داشتن
دام تن در راه معنی سوختن
مرغ جان بیبال و بیپر داشتن
هر سری کان از تو سر برمیزند
از برای تیغ و خنجر داشتن
چون فلک خورشید را بر سر کشید
کی تواند پای بر سر داشتن
پای بر سر نه که اینجا کافری است
سر برای تاج و افسر داشتن
همچو عطار این سگ درنده را
زهر دادن یا مسخر داشتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به موضوع تضادها و تناقضات در عشق و دین میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قوی یاد میکند که دل را از دنیا برمیدارد و در عین حال به اشتباهات و کافر بودن در عمل اشاره میکند. او از تحقیق در ملا و دینزدگی صحبت میکند، و نشان میدهد که درون بسیاری مردم، درگیری و پیچیدگیهای بیشتری وجود دارد. شاعر به ناامیدی در زندگی اشاره میکند و میگوید که انسانها به رغم غرق شدن در مشکلات، امیدی به آینده دارند. او همچنین به فرسودگی و بیحالی بشر اشاره دارد و نشان میدهد که در مبارزه با مشکلات و بلاها، انسانها باید پرچم خود را بالا نگه دارند. در ادامه، شاعر به تظاهر به دینداری و حقیقت درونی اشاره میکند و میگوید که هر کسی باید واقعیت خود را بشناسد و از ریاکاری بپرهیزد. انسانیت واقعی مستلزم شناخت خود و پذیرش تضادهای درون است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در این دنیا، سر و سامان واقعی در تسلیم به عشق و حقیقت نهفته است و نباید به ظواهر غلط اعتماد کرد.