غزل شمارهٔ ۶۵ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که را ذرهای ازین سوز است
دی و فرداش نقد امروز است
هست مرد حقیقت ابنالوقت
لاجرم بر دو کون پیروز است
چون همه چیز نیست جز یک چیز
پس بسی سال و ماه یک روز است
صد هزاران هزار قرن گذشت
لیک در اصل جمله یک سوز است
چون پی یار شد چنان سوزی
شب و روزش چو عید و نوروز است
ذرهای سوز اصل میبینم
که همه کون را جگر دوز است
نیست آن سوز از کسی دیگر
بل همان سوز آتشافروز است
سوز معشوق در پس پرده
عاشقان را دلیلآموز است
هرکه او شاهباز این سر نیست
زین طریقت جهنده چون یوز است
تو اگر مردی این سخن پی بر
که فرید آنچه گفت مرموز است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره عشق و سوزی است که از محبوب ناشی میشود. شاعر بیان میکند که هرکس به این سوز دست یابد، دیروز و فردا برای او هیچ تفاوتی ندارد، زیرا در حال حاضر حقیقتی وجود دارد که بر تمامی زندگی پیروز است. او میگوید که همه چیز در عالم به یک اصل مرتبط است و همانند یک روز به نظر میرسد، حتی اگر قرنها گذشته باشد. این سوز، در واقع عشق معشوق است که بر دل عاشق اثر میگذارد و به او مسیر را نشان میدهد. در نهایت، شاعر تاکید میکند که اگر کسی به حقیقت دست یابد، دیگر رنج و سختیها برای او بیمعنا خواهد بود.