غزل شمارهٔ ۶۵۴ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
ما ننگ خاص و عامیم از ننگ ما حذر کن
سرگشتگان عشقیم نه دل نه دین نه دنیا
گر راه بین راهی در حال ما نظر کن
تا کی نهفته داری در زیر دلق زنار
تا کی ز زرق و دعوی، شو خلق را خبر کن
ای مدعی زاهد غره به طاعت خود
گر سر عشق خواهی دعوی ز سر بدر کن
در نفس سرنگون شو گر میشوی کنون شو
واز آب و گل برون شو در جان و دل سفر کن
جوهرشناس دین شو مرد ره یقین شو
بنیاد جان و دل را از عشق معتبر کن
از رهبر الهی عطار یافت شاهی
پس گر تو مرد راهی تدبیر راهبر کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامینی چون عشق، طهارت روح و تفکر درباره هویت انسانی میپردازد. شاعر از شنونده میخواهد که از تعصبات و ناپاکیها دوری کند و به جستجوی عشق حقیقی بپردازد. او بر اهمیت شناخت ذات و جوهر دین تأکید میکند و میگوید که برای رسیدن به حقیقت باید از ظواهر و ادعاهای بیمحتوا فاصله گرفت. در نهایت، شاعر از رهبر الهی به عنوان نمونهای از راستی و حقیقت یاد میکند و از مردانگی و تدبیر در مسیر هدایت دعوت میکند.