نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۷ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ماییم دل بریده ز پیوند و ناز تو

کوتاه کرده قصهٔ زلف دراز تو

تا ترکتاز هندوی زلف تو دیده‌ام

زنگی دلم ز شادی بی ترکتاز تو

هرگز نساخت در ره عشاق پرده‌ای

کان راست بود ترک کج پرده ساز تو

سر در نشیب مانده‌ام از غم چو مست عشق

از شوق زلف عنبری سرفراز تو

گر بود پیش قامت تو سرو در نماز

آزاد شد ز قامت تو در نماز تو

خطت که آفتاب رخت را روان بود

زان خط محقق است که شد نسخ ناز تو

نی نی که هست خط تو سرسبز طوطیی

پرورده است از شکر دلنواز تو

شهباز حسن تو چو ز خط یافت پر و بال

طوطی گرفت غاشیهٔ دلنواز تو

هر روز احتراز تو بیش است سوی من

از حد گذشت شوق من و احتراز تو

از بس که هست در ره سودای تو طلسم

واقف نگشت هیچ‌کس از گنج راز تو

چون از کسی حقیقت رویت طلب کنم

چون کس نبود محرم کوی مجاز تو

سر باز زن چو شمع به گازی فرید را

گر سر دمی چو شمع بتابد ز گاز تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری عاشقانه است که بیانگر عشق و شوق شاعر به معشوقش است. شاعر از دل بریده و جدایی‌اش از معشوق صحبت می‌کند و به زیبایی‌های ظاهری و باطنی او اشاره می‌کند. او به زلف‌های دراز معشوقش، خوش‌خطی و زیبایی‌هایش می‌بالد و عشقش را وصف می‌کند. شاعر از حال و هوای عاشقانه‌ای که دارد و درد و شوق ناشی از آن می‌نویسد، و از تلاش‌هایش برای نزدیک شدن به معشوق و درک رازهای عشق سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به یگانگی و عاطفه‌ای که نسبت به معشوقش دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ کس به عمق احساسات او و رازهای عشقش پی نبرده است.