نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۷ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای جگر گوشهٔ جانم غم تو

شادی هر دو جهانم غم تو

به جهانی که نشان نیست ازو

غم تو داد نشانم غم تو

گر ز مژگانت جراحت رسدم

زود برهاند از آنم غم تو

زان جراحت چه غمم باشد از آنک

بس بود مرهم جانم غم تو

جملهٔ سود و زیانم غم توست

ای همه سود و زیانم غم تو

ز غمت با که برآرم نفسی

که فرو بست زبانم غم تو

گفتم آهی کنم از دست غمت

ندهد هیچ امانم غم تو

گرچه پیش آمدم انگشت زنان

کرد انگشت زنانم غم تو

هست در هر دو جهان تا به ابد

همه پیدا و نهانم غم تو

گر درآید به کنار تو فرید

در رباید ز میانم غم تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از غم و دلتنگی خود برای محبوبش سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که غم محبوب، شادی او را از بین برده و در همه جا، دستاویز یاد محبوبش است. او از جراحت‌هایی که از چشمان محبوب به او می‌رسد، صحبت می‌کند و می‌گوید که این دردها برایش قابل تحمل است، زیرا مرهم آن غم محبوب اوست. شاعر احساس می‌کند تمام سود و زیان زندگی‌اش به غم محبوب وابسته است و نمی‌تواند به کسی دیگر شکایت کند. او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که غم محبوب در هر دو جهان همواره با او خواهد بود و حتی اگر کسی به محبوب نزدیک شود، باز هم غم او را در بر می‌گیرد.