نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۵ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گر کسی یابد درین کو خانه‌ای

هر دمش واجب بود شکرانه‌ای

هر که او بویی ندارد زین حدیث

هر بن مویش بود بتخانه‌ای

هر که در عقل لجوج خویش ماند

زین سخن خواند مرا دیوانه‌ای

هر که اینجا آشنای او نشد

باز ماند تا ابد بیگانه‌ای

گر چنین خوابت نبردی از غرور

این سخن نشنودیی افسانه‌ای

زن‌صفت را نیست با این راز کار

پر دلی می‌باید و مردانه‌ای

مرغ این اسرار را در حوصله

از دو عالم می‌بباید دانه‌ای

گر ازین مویی چو شانه ره بری

شاخ شاخ آید دلت چون شانه‌ای

گر برانند از دو عالم باک نیست

هست زین هر دو برون ویرانه‌ای

زان شرابی کان شراب عاشقانست

نیست در هر دو جهان پیمانه‌ای

گر جهان آتش بگیرد پیش و پس

نیستم آخر کم از پروانه‌ای

خویش بر آتش زنم پروانه‌وار

یا بسوزم یا شوم فرزانه‌ای

شمع جمعم من که هر دم غیب پاک

می‌دهد عطار را پروانه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق و عرفان پرداخته و اهمیت شکرگزاری و شناختن زیبایی‌های درونی را مورد تأکید قرار می‌دهد. شاعر از کسانی که به این اسرار آشنا نمی‌شوند، سخن می‌گوید و می‌فرماید که آنها همیشه بیگانه خواهند ماند. او تأکید می‌کند که درک این معانی نیازمند شجاعت و دل‌ریزی است و هشدار می‌دهد که اگر کسی به غرور خود پا فشاری کند، از درک حقایق دور خواهد ماند. سپس شاعر به نقش عشق و اذن الهی اشاره دارد و می‌گوید که اگر از موانع عبور کنند، به روشنایی و حقیقت خواهند رسید. او عشق را با نوشیدن شراب عاشقان مقایسه کرده و می‌گوید که در این دنیا و آن دنیا، پیمانه‌ای برای عشق وجود ندارد. در نهایت، شاعر خود را شمعی می‌بیند که به عشق می‌سوزد و از آن نور می‌گیرد.