غزل شمارهٔ ۷۸۶ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چون خط شبرنگ بر گلگون کشی
حلقه در گوش مه گردون کشی
گر ببینی روی خود در خط شده
سرکشی و هر زمان افزون کشی
گفته بودی در خط خویشت کشم
تا لباس سرکشی بیرون کشی
خط تو بر ماه و من در قعر چاه
در خط خویشم ندانم چون کشی
گر بریزی بر زمین خونم رواست
بلکه آن خواهم که تیغ اکنون کشی
لیک زلفت از درازی بر زمین است
خون شود جانم اگر در خون کشی
میکشی در خاک زلفت تا مرا
هر نفس در بند دیگرگون کشی
چون منم دیوانه تو زنجیر زلف
میکشی تا بر من مجنون کشی
دام مشکین مینهی عطار را
تا به دام مشکش از افسون کشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و جدایی است. شاعر به معشوق خود اشاره میکند و احساسات عمیق و پیچیدهاش را نسبت به او بیان میکند. او از کشش و تاثیر زلف معشوق بر خود میگوید و به نوعی حالتی از تسلیم و طلب را در عشق خود احساس میکند. شاعر از زنجیر زلف معشوق سخن میگوید که او را به خود وابسته کرده و در عین حال نشاندهندهٔ دیوانگی و شیدایی اوست. کل شعر به تصویر کشیدن احساسات عاشقانه و فراق است و همانطور که معشوق در کششی تأثیرگذار است، شاعر نیز در حالتی از تمنای وصال و درد جدایی قرار دارد.