نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چون شدستی ز من جدا صنما

مُلْتَقَى لِمْ تَرَکْتَ بِیْ نَدَما

حق میان من و تو آگاه است

هُوَ یَکْفی مِنَ الَّذی ظَلَما

ور به دست تو آمده است اجلم

قَدْ رَضیْتُ بِما جَرى قَلَما

گشت فانی ز خویش چون عطار

گفت غیر از وجود حق عدما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از جدایی محبوبش غمگین است و احساس می‌کند که بین او و محبوبش حقایقی وجود دارد که هیچ‌کس جز خدا از آن آگاه نیست. او به این موضوع اشاره می‌کند که از حوادثی که برایشان رخ داده، راضی است و به نوعی سرنوشت را قبول کرده است. در نهایت، به معنای فنا و ناپایداری دنیا اشاره می‌کند و وجود حقیقی را تنها وجود خداوند می‌داند.