نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۱۸ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر زمان لاف وفایی می زنی

آتشی در مبتلایی می زنی

چون که جانی داری اندر مردگی

لاف نیکویی ز جایی می زنی

بوالعجب مرغی که کس آگاه نیست

تا تو پر بر چه هوایی می زنی

ماهرویی و ازین رو ای پسر

مهر و مه را پشت پایی می زنی

گفته‌ای کار تو را رایی زنم

من بمردم تا تو رایی می زنی

می‌زنم بر آتش عشق آب چشم

تا چرا راه چو مایی می زنی

بس‌که کردم آشنا در خون دل

تا همه بر آشنایی می زنی

زخمه بر ابریشم عطار زن

گر به صد زاری نوایی می زنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر به نقد کسانی می‌پردازد که بدون توجه به درد و رنج دیگران، از عشق و وفا سخن می‌گویند. او به صورت استعاری تصویر می‌کند که چگونه چهره‌های زیبا و محبوب می‌توانند بر دل دیگران تأثیر بگذارند و از این رو، عشق موجب رنج و زحمت می‌شود. همچنین به تضاد بین زندگی و مرگ اشاره می‌کند و می‌گوید که او برای عشقش، حتی در لحظاتی از تألم و اندوه، آب چشمش را به آتش عشق می‌ریزد. در نهایت، شاعر می‌گوید که هر چه بیشتر در این احساسات غرق می‌شود، بیشتر به آشنایی با درد و رنج عشق می‌پردازد.