نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۲۴ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر شبم سرمست در کوی افکنی

وز بر خویشم به هر سوی افکنی

در خم چوگان خویشم هر زمان

خسته و سرگشته چون گوی افکنی

گر بریزم پیش رویت اشک زار

همچو اشکم باز بر روی افکنی

چون همه تیری بیندازی تمام

پس کمان کین به بازوی افکنی

بوی گل اندر دماغ جان ما

زان سر زلف سمن بوی افکنی

گر سخن گویم ز چین زلف تو

از سر کین چین در ابروی افکنی

ور کشد مویی دل از زلف تو سر

حلق را در حلقهٔ موی افکنی

هر شبی عطار را تا وقت صبح

عاشقی دیوانه در روی افکنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ی عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر از سرمستی و شیدایی خود در کوی معشوق سخن می‌گوید، حالتی که در آن همه چیز را فراموش می‌کند و فقط به عشقش می‌اندیشد. او به توصیف احساساتش می‌پردازد؛ از اشک‌هایی که به خاطر عشق می‌ریزد تا وسوسه‌ها و دردهای ناشی از دوری. هر شب خودش را در عالم عشق گم می‌کند و هر بار احساس سرگشتگی و خستگی را تجربه می‌کند، همچنین به زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوقش اشاره می‌کند. در نهایت، این شعر به عمق و شدت عشق و شیدایی شاعر نسبت به معشوقش اشاره دارد.