غزل شمارهٔ ۸۶ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
همه عالم خروش و جوش از آن است
که معشوقی چنین پیدا، نهان است
ز هر یک ذره خورشیدی مهیاست
ز هر یک قطرهای بحری روان است
اگر یک ذره را دل برشکافی
ببینی تا که اندر وی چه جان است
از آن اجسام پیوسته است درهم
که هر ذره به دیگر مهربان است
نه توحید است اینجا و نه تشبیه
نه کفر است و نه دین نه هر دوان است
اگر جمله بدانی هیچ دانی
که این جمله نشان از بی نشان است
دلی را کش از آنجا نیست قوتی
میان اهل دل دستار خوان است
دل عطار تا شد غرق این راه
همه پنهانیش عین عیان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیبایی به جنبههای رازآلود عشق و وجود اشاره دارد. شاعر میگوید که همه عالم به خاطر وجود معشوقی که در پس پرده پنهان است، به تپش و جنب و جوش درآمده است. هر ذره از هستی مثل خورشید درخشان و هر قطره همچون دریایی زنده و جاری است. اگر درونیات هر ذره را بررسی کنیم، خواهیم دید که چه جوهرهای در آن نهفته است. همه اجسام در این جهان به یکدیگر مرتبط و مهربانند. در این عالم نه توحید و نه تشبیه، و نه کفر و دین وجود دارد؛ همه چیز نمایانگر وجودی بینشان است. دل عطار با غرق شدن در این راه معنوی، به حقیقت پنهانی که عیان شده، میرسد.