نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کم شدن در کم شدن دین من است

نیستی در هستی آیین من است

حال من خود در نمی‌آید به نطق

شرح حالم اشک خونین من است

کار من با خلق آمد پشت و روی

کافرین خلق نفرین من است

تا پیاده می‌روم در کوی دوست

سبز خنگ چرخ در زین من است

از درش گردی که آرد باد صبح

سرمهٔ چشم جهان‌بین من است

چون به یک دم صد جهان از پس کنم

بنگرم گام نخستین من است

من چرا گرد جهان گردم چو دوست

در میان جان شیرین من است

ماه‌رویا عشق تو گر کافری است

این چنین صد کافری دین من است

گر بسوزم زآتش عشقت رواست

کآتش عشق تو تسکین من است

تا دل عطار خونین شد ز عشق

خاک بستر خشت بالین من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق عاشقانه و دینی عطار را بیان می‌کند. او از کم شدن دین خود و رابطه‌اش با هستی صحبت می‌کند و حالش را به صورت اشک خونین توصیف می‌کند. عطار به مبارزه‌اش با جامعه و کافرین اشاره می‌کند و بر عشق به دوست تأکید دارد که به او معنا می‌دهد. همچنین به عشق و خطرات آن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی اگر به خاطر عشق بسوزد، این عشق او را تسکین می‌دهد. در نهایت، دل خونین او از عشق، زمین بستر اوست. به طور کلی، شعر نشان‌دهنده‌ی تنهایی، عشق و تلاش‌های عطار برای درک عمق ارتباطش با معشوق و خداوند است.