نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۱۱) حکایت دعاگوی و دیوانه عطار

عطار نیشابوری / بخش دهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دعا می‌کرد آن داننندهٔ دین

جهانی خلق می‌گفتند آمین

یکی دیوانه گفت آمین چه باشد

که آگه نیستم تا این چه باشد

بدو گفتند آمین آن بود راست

کامام خواجه از حق هرچه درخواست

چنان باد و چنان باد و چنان باد

زبان بگشاد آن مجنون بفریاد

که نبود آن چنان و این چنین هیچ

کامام خواجه خواهد، چند ازین پیچ

ولیکن جز چنان نبوَد کم و بیش

که حق خواهد چه می‌خواهید ازخویش

گرت چیزی نخواهد بود روزی

نباشد روزیت جز سینه سوزی

اگر او خواهدت کاری برآید

وگرنه از گلت خاری برآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، فردی دعا می‌کند و دیگران به او می‌گویند "آمین". اما یک دیوانه به این مسئله اعتراض می‌کند و می‌پرسد که "آمین" چه معنایی دارد. دیگران به او توضیح می‌دهند که "آمین" تایید خواسته‌هایی است که از خداوند خواسته می‌شود. اما دیوانه می‌گوید که هیچ چیز از قبل معین نیست و هر چه خداوند بخواهد، همان خواهد بود. او بیان می‌کند که اگر خداوند چیزی برای کسی بخواهد، به او می‌دهد و اگر نخواهد، تنها غم و اندوه به همراه دارد. در نهایت، می‌گوید که مردم باید بدانند که مقام و خواسته‌هاشان به خواست خداوند بستگی دارد و هیچ چیز به دلخواه خودشان نیست.