نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

المقالة السادس عشر عطار

عطار نیشابوری / بخش شانزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پسر گفتش که هرگز آدمی زاد

ندیدم ز آرزوی ملک آزاد

نمی‌دانم من از مه تا بماهی

کسی را کو نخواهد پادشاهی

کمال ملک نتوان داد از دست

که بهر ملک تن جان داد از دست

نکو گفت آن حکیم مشتری فش

که گر شاهی بوَد روزی بوَد خوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، پسر بیان می‌کند که هرگز کسی را ندیده است که آرزوی پادشاهی داشته باشد و برای این مقام جانش را فدا کند. او می‌گوید که کمال یک پادشاه را نمی‌توان به آسانی به دست آورد و حکیم نیز می‌گوید که اگر روزی پادشاهی باشد، آن روز خوشی خواهد بود. در کل، این ابیات به نقد آرزوهای بزرگ و واقعیات زندگی می‌پردازد.