نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۴) حکایت جواب آن شوریده حال در کار جهان عطار

عطار نیشابوری / بخش هفدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی پرسید آن شوریده‌جان را

که چون می‌بینی این کار جهان را

چنین گفت این جهان پُر غم و رنج

به عینه آیدم چون نطعِ شطرنج

گهی آرایشی بیند بصف در

گهی بر هم زنندش چون دو صفدر

یکی را می‌برند از خانهٔ خویش

دگر را می‌نهند آن خانه در پیش

گهی بر شه درآیند از حوالی

به صد زاری کنندش خانه خالی

چنین پیوسته تا آنگه که دانند

که این نطع مزخرف برفشانند

چنان لهو و لعب کردست مغرور

شدی مشغولِ مال و ملک و منشور

تو شهبازی، گشاده کن پر و بال

بپر زین دامگاه لعب اطفال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شخصی از یک شوریده‌دل پرسید که این دنیا را چگونه می‌بینی. او پاسخ داد که این جهان پر از غم و رنج است و مانند نطق شطرنجی است که گاهی زیبایی دارد و گاهی بی‌نظمی. برخی از انسان‌ها از خانه‌های خود به بیرون برده می‌شوند و برخی دیگر به خانه‌های جدیدی وارد می‌شوند. این روند ادامه دارد تا زمانی که مردم متوجه شوند که این بازی دنیا فانی و بی‌ارزش است. او به افراد توصیه می‌کند که مانند یک پرنده آزاد شوند و از این دنیای پر از سرگرمی‌های کودکانه جدا شوند.