جواب پدر عطار
عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
پدر گفتش که حرصت غالب آمد
دلت زان کیمیا را طالب آمد
چه خواهی کرد دنیای دَنی را
سرای مَکر و جای دشمنی را
که دنیا هست زالی هفت پرده
برای صیدِ تو هر هفت کرده
همی بینم ز حرصت رفته آرام
بیارام ای چو مرغ افتاده در دام
که مرغ حرص را خاکست دانه
ز خاکش سیری آید جاودانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، پدر به فرزندش میگوید که حرص و طمع او بر زندگی غالب شده است. او دلش به دنبال چیزهای دنیوی و زودگذر است که پر از فریب و دشمنی است. پدر اشاره میکند که دنیا مانند یک شکارچی با هفت پرده است که برای صید او آماده شده است. او از حرص فرزندش نگران است و به او توصیه میکند که مانند مرغی که در دام افتاده، آرام بگیرد. در انتها، پدر اشاره میکند که حرص باعث میشود انسان به خاک و خاکستر برسد و تنها از طریق رهایی از این حرص میتواند به آرامش و سیری حقیقی دست یابد.