(۶) گفتار عبّاسۀ طوسی در دنیا عطار
عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چنین گفتهست عبّاسه که دنیی
چو مُرداریست در گلخن به معنی
چو زین مردار شیران سیر خَوردند
پلنگان آمدند و قصد کردند
پلنگان چون بخوردند و رمیدند
سگان کُرد و گرگان در رسیدند
چو اندک چیز از وی بر سر آمد
کلاغ از هر سوئی جوقی درآمد
بخوردند آن کلاغان آن قدر نیز
بماند آخر ازیشان اندکی چیز
جُعَل نیز آمد و آن رَوث و آن خون
بگردانید هر سوئی دگرگون
چو ماند استخوانی بی کبابی
درو تابد بگرمی آفتابی
ازو اندک قدر چربی برآید
بسی مور از همه سوئی درآید
چو آن موران خورند آن چربی آنگاه
بماند استخوانی خشک بر راه
چنین گفت او که شاهانند شیران
ز بعد او پلنگانند امیران
سگ و گرگند اعوانانِ ایشان
کلاغانند شاگردانِ اعوان
جُعَل آن عامل مالست در کار
ولیکن مور باشند اهلِ بازار
عزیزا میندانم تو چه نامی
ببین تاتو ازینها خود کدامی
همه دنیا چو مرداریست ای دوست
وزو مردارتر آنک از پی اوست
کسی کو از پی مردار باشد
ز مرداری بتر صد بار باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تشبیه دنیا به یک مردار پرداخته و به شرح وضعیت افرادی که از آن بهره میبرند، میپردازد. در اینجا، شیران نماینده پادشاهان و قدرتهای بالا هستند، پلنگان به عنوان امیران و سگها و گرگها به عنوان یاران و اطرافیان آنها معرفی شدهاند. کلاغان هم به عنوان شاگردان یا پیروان این قدرتها دیده میشوند. همچنین، جعل و فریب نیز به عنوان ابزاری برای مدیریت و تصاحب ثروت به کار میرود. در نهایت، شاعر به عواقب این وضعیت تأکید دارد و میگوید کسی که به دنبال دنیای فاسد و مردار باشد، از آن مردار، بدتر خواهد بود. بدین ترتیب، دنیا را به عنوان جایی نامناسب و غیر اخلاقی معرفی میکند و به افراد توصیه میکند که از آن دوری کنند.