نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۸) حکایت یحیی معاذ رازی عطار

عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مگر یحیی معاذ آن مردِ محرم

براهی بر دهی بگذشت خرّم

یکی گفتش که هست این ده دهی خوش

زبان بگشاد یحیی همچو آتش

کزین خوشتر دل مردیست بالغ

که هست او از ده خوش سخت فارغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، یحیی معاذ به همراه افرادی از یک ده خوش‌طعم عبور می‌کند. یکی از آن افراد از او درباره زیبایی و خوشی‌های این ده می‌پرسد و یحیی با سخنانش مانند آتش، به این موضوع پاسخ می‌دهد. او بیان می‌کند که دل مردان بالغ و پخته، از خوشی‌های ظاهری و مادی این ده بهتر و بیشتر است. به عبارتی، ارزش واقعی در دل و روح انسان‌هاست نه در ظواهر دنیا.