جواب پدر عطار
عطار نیشابوری / بخش دوم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
پدر گفتش تو زنهار این میندیش
که برگیرم خیال شهوة از پیش
ولی چون تو ز عالم این گزیدی
هم این گفتی و هم این را شنیدی
بدان مانست کز صد عالم اسرار
نهٔ تو جز ز یک شهوة خبردار
منت زان این سخن گفتم بخلوت
که تا بیرون نهی گامی ز شهوت
چو با عیسی توان هم راز بودن
که خواهد با خری انباز بودن
چرا با خر شریک آئی به شهوت
چو با عیسی توان بودن بخلوت
چو یک دم بیش نیست این شهوة آخر
ازان به جاودانی خلوة آخر
چودایم میکند باقیست خلوت
زمانی در گذر یعنی ز شهوت
ز شهوة نیست خلوة هیچ مطلوب
کسی کین سر ندارد هست معیوب
ولیکن چون رسد شهوة بغایت
ز شهوة عشق زاید بینهایت
ولی چون عشق گردد سخت بسیار
محبّت از میان آید پدیدار
محبّت چون بحد خود رسد نیز
شود جان تو در محبوب ناچیز
ز شهوة درگذر چون نیست مطلوب
که اصل جمله محبوبست محبوب
اگر کُشته شوی در راه او زار
بسی به زانکه در شهوة گرفتار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن از یک گفتگو یا شعر عرفانی است که دربارهی شهوت و عشق صحبت میکند. پدر به پسر میگوید که نباید به شهوت فکر کند و به او یادآوری میکند که اگر قرار است از عالم شهوت فاصله بگیرد، باید دانستههایش را دقیقتر بهکار گیرد. او اشاره میکند که به جای همراهی با شهوت، باید به رازهای عمیقتری از عشق دست یابد. در ادامه، بیان میشود که عشق واقعی بالاتر از شهوت است و اگر کسی در راه عشق واقعی قرار گیرد، به مقام والاتری میرسد. در نهایت، عشق و محبت به عنوان اهداف بالاتر معرفی شدهاند که از شهوت فراتر رفته و انسان را به فضیلت و معنای عمیقتری از وجود میرسانند.