المقالة الرابعة عطار
عطار نیشابوری / بخش چهارم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
پسر گفتش دلم حیران بماندست
که بی شه زادهٔ پریان بماندست
چو آن دختر محیّا و عزیزست
بگو باری بمن تا آن چه چیزست
که من نادیده او را در فراقش
چو شمعم جان بلب پُر اشتیاقش
پدر گفت این حکایة پیش او باز
عروسی جلوه داد از پردهٔ راز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پسر از احساساتش نسبت به دختری زیبا و عزیز سخن میگوید و ابراز میکند که دلتنگ اوست. او از پدر میخواهد تا حقیقت این دختر را برایش بگوید. پدر نیز اشاره میکند که داستان عشق و عروسی در پس پرده رازها نهفته است و باید به آن پرداخته شود.