(۹) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزد عطار
عطار نیشابوری / بخش پنجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
یکی مجنون که رفتی در ملامت
بدو گفتند فردای قیامت
کسی باشد که ده ساله نماز او
منادی میکند شیب و فراز او
بیک گرده ازو نخرد کسی آن
بگوید بر سر مجمع بسی آن
جوابش داد مجنون کان نیرزد
نمازش آن همه یک نان نیرزد
که گر بخریدی آن را خلق وادی
نبودی حاجت چندان منادی
اگر صد کار باشد در مجازت
نیاید یاد ازان جز در نمازت
نمازت چون چنین باشد مجازی
بوَد اندر حقیقت نانمازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، مجنون به ملامت دیگران درباره نماز خود پاسخ میدهد. او میگوید که اگر این نماز واقعی و حقیقی بود، باید در زندگی او تأثیر بیشتری میگذاشت و نیازی به یادآوری آن نبود. در واقع، مجنون به نقد نمازی میپردازد که تنها در ظاهر وجود دارد و از نظر او فاقد ارزش واقعی است، چرا که تاثیر آن در زندگیاش و در قیامت درخور توجه نیست. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که اگر نماز تنها یک عمل ظاهری باشد، ارزشی ندارد و به همان اندازه نان بیارزش است.