نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۵) حکایت ایّوب علیه السلام عطار

عطار نیشابوری / بخش هفتم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چنین نقل است که‌ایّوب پیمبر

که عمری در بلایی بود مضطر

هم از گرگان‌ِ دنیا رنج دیده

هم از کِرمان بسی سختی کشیده

درآمد جبرئیل و گفت ای پاک

چه می‌باشی بنال از جان‌ِ غمناک

که گر باشد ترا هر دم هلاکی

ازان حق را نباشد هیچ باکی

اگر عمری صبوری پیش آری

نهٔ حق گر صبوری بیش داری

چنان تقدیر گردان است پرگار

ز وَی کس نیست یک نقطه خبردار

نه دل از دل خبر دارد نه جان هم

ولی کاری روان بی این و آن هم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره ایوب پیامبر است که در طول زندگی‌اش با سختی‌ها و بلایا مواجه بوده است. جبرییل به او می‌گوید که باید از غم و اندوه خود بگوید و به او اطمینان می‌دهد که اگرچه ممکن است لحظات سختی را تجربه کند، اما هیچ چیز بر اراده حق تأثیر نمی‌گذارد. او همچنین اشاره می‌کند که صبر ایوب، در کنار اراده الهی، موجب خواهد شد که تقدیر خداوند به درستی رقم بخورد و هیچ کس نمی‌تواند از سرنوشت خود خبر داشته باشد.