جواب پدر عطار
عطار نیشابوری / بخش نهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
پدر گفتا که جهلت غالب آمد
دلت این جام را زان طالب آمد
که تا چون واقف آئی از همه راز
شوی برجملهٔ عالم سرافراز
چو خود را بر فلک این جاه بینی
همه خلق زمین در چاه بینی
ز عُجب جاهِ خود از خود شوی پُر
بمانی جاودانی در تکبر
اگر در پیش داری جامِ جمشید
که یک یک ذره میبینی چو خورشید
چه گر زان جام بینی ذرّه ذرّه
که چون مرگت نهد بر فرق ارّه
نداری هیچ حاصل چون جم از جام
که چون جم زار میری هم سرانجام
چو هست این جام در چاه اوفتادن
حرامت باد از راه اوفتادن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، پدر به فرزندش میآموزد که جهل و نادانی بر او غلبه کرده است و دلش به دنبال چیزهای غیرمفیدی است. او توضیح میدهد که اگر به دانایی و رازهای عالم برسد، در آن صورت سربلند میشود. اما اگر به مقام و جاه خود مغرور شود، دیگران را از بالای خود به پایین میبیند و به تکبر دچار میشود. حتی اگر دارندهی جام جمشید باشد، که نماد قدرت و ثروت است، در نهایت معنایی نخواهد داشت و مانند جم، سرانجامی جز مرگ ندارد. در پایان، تذکر میدهد که افتادن به چاه جهل و نادانی، خطری بزرگ و حرام است.